جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۷۲ نتیجه برای «آخر» با فیلتر سعدی · صفحهٔ ۱ از ۱۵
- غزل شمارهٔ ۲۲۷ سعدی شیرازیآخر ای سنگدلِ سیمزنخدان، تا چندتو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چند
- غزل شمارهٔ ۴۶۷ سعدی شیرازیآخَر نگهی به سوی ما کندردی به ارادتی دوا کن
- غزل شمارهٔ ۵۴۲ سعدی شیرازیآخر نگاهی باز کن وقتی که بر ما بگذرییا کبر منعت میکند کز دوستان یاد آوری
- حکایت شمارهٔ ۹ سعدی شیرازیدر عقدِ بَیْع سرایی مُتَرَدِّد بودم. جهودی گفت: آخر من از کدخدایانِ این محلّتم؛ وصفِ این خانه چنان که هست از من پرس. بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم: به جز آن که تو همسایهٔ منی!
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیهم چنین در قاعِ بسیط مسافری گم شده بود و قوت و قوَّتش به آخر آمده و دِرَمی چند بر میان داشت، بسیاری بگردید و ره به جایی نبرد، پس به سختی هلاک شد. طایفهای برسیدند و درمها دیدند پیشِ رویش نهاده و بر خاک نبشته:
- شمارهٔ ۹۶ سعدی شیرازینشان آخر عهد و زوال ملک ویستکه در مصالح بیچارگان نظر نکند
- حکایت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازی… سالها با هم سفر کرده بودیم و نمک خورده و بی کران حقوقِ صحبت ثابت شده، آخر به سببِ نفعی اندک، آزارِ خاطرِ من روا داشت و دوستی سپری شد و با این همه از هر دو طرف دلبستگی بود که شنیدم روزی دو بیت از سخنان من در مجمعی همیگفت …
- غزل شمارهٔ ۳۷۲ سعدی شیرازیعشقبازی نه من آخر به جهان آوردمیا گناهیست که اول من مسکین کردم
- غزل شمارهٔ ۵۸۸ سعدی شیرازیعمرم به آخر آمد عشقم هنوز باقیوز می چنان نه مستم کز عشق روی ساقی
- شمارهٔ ۲ سعدی شیرازیآخر زکوٰة رَیعِ جوانی نمیدهی؟درویش مستحق، تو را وقتِ دادن است
- شمارهٔ ۵ سعدی شیرازیحاصل آن بیش نیست آخر کارکه شود با تو نرم کنگ و درشت
- حکمت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیتا کار به زر برمیآید جان در خطر افکندن نشاید. عرب گوید: آخِرُ الحِیَلِ السَّیفُ
