جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۴ نتیجه برای «رفت» با فیلتر سعدی، قطعه · صفحهٔ ۱ از ۳
- شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیعلاج واقعه پیش از وقوع باید کرددریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
- شمارهٔ ۶۱ سعدی شیرازیدام هر بار ماهی آوردیماهی این بار رفت و دام بِبُرد
- شمارهٔ ۱۱۰ سعدی شیرازیاگر مراد نیابم مرا امید بسستنه هر که رفت رسید و نه هر که گفت شنود
- شمارهٔ ۱۲۱ - در مدح صاحب دیوان سعدی شیرازیرونده رفت ندانم رسید یا نرسیدازین قیاس که آینده دیر میآید
- شمارهٔ ۱۶۶ سعدی شیرازیطبیب و تجربت سودی نداردچو خواهد رفت جان از جسم مردم
- شمارهٔ ۱۷۵ سعدی شیرازیخرم آنکو خورد و بخشید و پریشان کرد و رفتتا چنین افسون ندانی دست بر افعی مزن
- شمارهٔ ۱۸۱ سعدی شیرازیاگر دانی که بد کردی و بد رفتبیا پیش از عقوبت عذرخواهان
- شمارهٔ ۶ - در ستایش سعدی شیرازیهر که در بند تو شد بستهٔ جاوید بماندپای رفتن به حقیقت نبود بندی را
- حکایت شمارهٔ ۷ سعدی شیرازیتوانگری بخیل را پسری رنجور بود. نیکخواهان گفتندش: مصلحت آن است که ختم قرآنی کنی از بهر وی یا بذل قربانی. لختی به اندیشه فرورفت و گفت: مُصْحَفِ مهجور اولیتر است که گلهٔ دور.
- قطعه شمارهٔ ۱۲ سعدی شیرازیآستینم زد و از هوش برفتم در حالراست گفتند که دیوانه پری میزندش
- حکمت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازینصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیکن شنیدن رواست تا به خلاف آن کار کنی که آن عین صواب است.
- شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازیگر اهل معرفتی هر چه بنگری خوبستکه هر چه دوست کند همچو دوست محبوبست
