جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۶ نتیجه برای «دیده» با فیلتر فرهاد و شیرین (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۳
- بخش ۲۴ - در ستایش معرفت و مقام عشق وحشی بافقیکسی کش دیده بر خم یا سبو نیستو را در وحدت می گفتگو نیست
- بخش ۸ - حکایت وحشی بافقیبه حَربا گفت خفاشی که تا چندسوی خورشید بینی دیده دربند
- بخش ۲ - در ستایش پروردگار وحشی بافقیبه خاک تیرهای بخشد عطایشچنان قدری که گردد دیده جایش
- بخش ۴۲ - پاسخ دادن شیرین پرستاران را وحشی بافقیکه در عشقم به جز خواری ندیدهستره و رسم وفاداری ندیدهست
- بخش ۱۰ - گفتار در چگونگی عشق وحشی بافقیبه عین عشق آنکو دیدهور شدهمه عیب جهان پیشش هنر شد
- بخش ۱۶ - در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم وحشی بافقییکی را از پرستاران خود خواندکشید آهی و اشک از دیده افشاند
- بخش ۱۱ - حکایت وحشی بافقیاگر در دیدهٔ مجنون نشینیبه غیر از خوبی لیلی نبینی
- بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب وحشی بافقیشنید و برقع و معجر برانداختبه رویش دیده برکرد و سرانداخت
- بخش ۶ - در ستایش حضرت علی «ع» وحشی بافقیبه عینه همچو یک نور و دو دیدهکه آن را چشم کوته بین دو دیده
- بخش ۴۰ - نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون وحشی بافقیسراپا دیده شد تا بیندش رویشود همدم به آن لعل سخنگوی
- بخش ۳۳ - در حکایت گفتگوی آن بیخبر از مقامات عشق با مجنون و جواب دادن مجنون وحشی بافقیکه دیدهست اینچنین یار جفاکیشجفای او همه با بیدل خویش
- بخش ۷ - گفتار در آرایش و نکویی سخن وحشی بافقیگهرها نی صدف نی حقه دیدهنه از ترکیب عنصر آفریده
