جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۱ نتیجه برای «سوز» با فیلتر وحشی بافقی، غزل · صفحهٔ ۱ از ۴
- شمارهٔ ۸۱ وحشی بافقیسوزِ تبِ فراقِ تو درمانپذیر نیستتا زندهام چو شمع از اینم گزیر نیست
- شمارهٔ ۱۳۹ وحشی بافقیچو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بودکه سرگذشت فراق تو بر زبانم بود
- شمارهٔ ۱۹ وحشی بافقیخانه پر بود از متاع صبر این دیوانه راسوخت عشق خانه سوز اول متاع خانه را
- شمارهٔ ۷۳ وحشی بافقیمجلسی خواهم که پیشت گیریم و سوزم چو شمعبر زبان آرم که این سوز و گداز از بهر چیست
- شمارهٔ ۱۲۹ وحشی بافقیهر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شددردم فزود و سوز و گدازم زیاده شد
- شمارهٔ ۲۱۱ وحشی بافقیشد گرم تا شنید ز ما سوز دل چو شمعآه این چه حرف بود که ما را زبان برند
- شمارهٔ ۲۱۵ وحشی بافقیسوخت ما را آنچنان حرمان عاشق سوز ماکز تنمآن کو نشان میجست خاکستر ندید
- شمارهٔ ۲۳۲ وحشی بافقیسوختم سد بار پیش او سراپا همچو شمعپرسد اکنون باعث سوز و گداز از من هنوز
- شمارهٔ ۲۸۶ وحشی بافقینگار آشنا کش دلبر بیگانه سوز منمرا با خویشتن گر آشنا کردی چه میکردم
- شمارهٔ ۳۰۸ وحشی بافقیز حرف گرم وحشی آتشی در سینه افکندمبه او اظهار سوز سینهٔ سوزان خود کردم
- شمارهٔ ۳۲۵ وحشی بافقیوحشی از او علاج کن سوز درون خویش رافایده چیست سوختن از تف داغ دیگران
- شمارهٔ ۳۳۲ وحشی بافقیوحشی بسی شب تا سحر بودم پریشان، دیده ترباقیست آن سوز جگر وان چشم گریان همچنان
