جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲٬۲۰۲ نتیجه برای «جای» با فیلتر مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۱۸۴
- بخش ۹۵ رودکی سمرقندیجای کرد از بهر بودن کازهایزان که کرده بودشان اندازهای
- بخش ۸۸ - حکایت در بیان توبهٔ نصوح کی چنانک شیر از پستان بیرون آید باز در پستان نرود آنک توبه نصوحی کرد هرگز از آن گناه یاد نکند به طریق رغبت بلک هر دم نفرتش افزون باشد و آن نفرت دلیل آن بود کی لذت قبول یافت آن شهوت اول بیلذت شد این به جای آن نشست نبرد عشق را جز عشق دیگر چرا یاری نجویی زو نکوتر وانک دلش باز بدان گناه رغبت میکند علامت آنست کی لذت قبول نیافته است و لذت قبول به جای آن لذت گناه ننشسته است سنیسره للیسری نشده است لذت و نیسره للعسری باقیست بر وی جلال الدین محمد مولویبود مَردی پیش ازین نامَش نَصوحبُد زِ دَلاکیِ زَن او را فُتوح
- بخش ۶۶ - تمامی قصهٔ آن فقیر و نشان جای آن گنج جلال الدین محمد مولویهمچنین هر روز تیر انداختیلیک جای گنج را نشناختی
- بخش ۳۲ - بر تخت نشستن خسرو به جای پدر نظامی گنجویچو شد معلوم کز حکم الهیبه هرمزبر تبه شد پادشاهی
- بخش ۱۶۴ - حکایت آن زنی کی فرزندش نمیزیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترا جلال الدین محمد مولویورنه لا عین رات چه جای باغگفت نور غیب را یزدان چراغ
- بخش ۳۴ - حکایت آن زن که در دیار مصر سی سال در مقام حیرت بر یک جای بماند جامیقرب سی سال ماند بر سر پایکه نجنبید چون درخت از جای
- بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا میگفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق میگفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت جلال الدین محمد مولویبوی گل بهر مشامست ای دلیرجای آن بو نیست این سوراخ زیر
- بخش ۱۳۱ - درک وجدانی چون اختیار و اضطرار و خشم و اصطبار و سیری و ناهار به جای حس است کی زرد از سرخ بداند و فرق کند و خرد از بزرگ و طلخ از شیرین و مشک از سرگین و درشت از نرم به حس مس و گرم از سرد و سوزان از شیر گرم و تر از خشک و مس دیوار از مس درخت پس منکر وجدانی منکر حس باشد و زیاده که وجدانی از حس ظاهرترست زیرا حس را توان بستن و منع کردن از احساس و بستن راه و مدخل وجدانیات را ممکن نیست و العاقل تکفیه الاشارة جلال الدین محمد مولویدرک وجدانی به جای حس بودهر دو در یک جدول ای عم میرود
- بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن جلال الدین محمد مولویآن یکی پرسید اشتر را که هیاز کجا میآیی ای اقبال پی
- بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پایمرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبهای باز نگردد الی آخره جلال الدین محمد مولویبشنو اکنون داد مهمان جدیدمن همی دیدم که او خواهد رسید
- بخش ۴۷ - نشستن شیرین به پادشاهی بر جای مهینبانو نظامی گنجوینیت چون نیک باشد پادشا راگُهر خیزد به جای گل گیا را
- بخش ۱۴ - پادشاهی اسکندر به جای پدر نظامی گنجویهمان عهد دیرینه برجای داشتعلَمهای پیشینه بر پای داشت
