طریق فقر دان راه سلامت
در این ره باش ایمن از ملامت
۱تو گر خواهی حدیث فقر و فخری
تو اندر فقر شاه برو بحری
۲حقیقت شاه درویشان را هند
که سلطانان عالم را پناهند
۳تو گر هستی ز سرّ کار آگاه
توان گفتن ترا درویش این راه
۴ز دنیائی تهی کن دست و دل هم
به معنی همچو ابراهیم ادهم
۵به هر چه از قضا آید رضاده
دل و جان را به نور او صفا ده
۶نباشی غافل از وی یک زمانی
مجو از غیر او نام و نشانی
۷بمعنی او بود درویش آگاه
که بر اسرار حیدر دارد او راه
۸بود مأمور امر مصطفی را
گزیند او طریق مرتضی را
۹بدین مصطفی مأمور باشد
به راه مرتضی منصور باشد
۱۰بود درویش آن کو راه داند
حقیقت مظهر الله داند
۱۱تو آن درویش دان ای مرد آگاه
که بردارد وجود خویش از راه
۱۲تو آن درویش دان کابرار داند
طریق حیدر کرار داند
۱۳تو آن درویش دان کان راه بین است
حقیقت بر طریق شاه دین است
۱۴بود درویش کو دلدار باشد
همیشه مرهم آزار باشد
۱۵بود درویش کز خود گشت آزاد
قضای حضرت حق را رضا داد
۱۶بود درویش کو دارد توکل
بدین مرتضی دارد توسل
۱۷بود درویش کو داند دیانت
نباشد ذرهٔ او را خیانت
۱۸بود درویش کو دلشاد باشد
ز غمهای جان آزاد باشد
۱۹بود درویش آن کو راست گوید
بغیر از راستی چیزی نجوید
۲۰چه دانستی که درویشان کیانند
میان دیدهٔ بینا عیانند
۲۱چه دانستی بایشان آشنا باش
چه ایشان بر طریق مرتضی باش
۲۲ز درویشان بیابی جمله اسرار
شوی اندر حقیقت واقف یار
۲۳همه باشند همچون مه منور
حقیقت یکدگر را چون برادر
۲۴حقیقت بین شو و از خود گذر کن
بجز حق از وجود خود بدر کن
۲۵چودل خالی کنی از غیر دلدار
نماند در وجودت غیر آن یار
۲۶شوی اندر حقیقت واقف حق
چو منصور اندر آئی در اناالحق
۲۷شود درویشیت آنگه مسلم
تو باشی پادشاه هر دو عالم
۲۸دگر پرسی که منصور از کجا گفت
چرا اسرار پنهان در ملا گفت
۲۹