یکی از بایزید این شیوه درخواست
که هرچیزی که پنهانست و پیداست
۱ز عرش و فرش و کونین این همه چیست
همه گفتا منم چون مردم از زیست
۲هر آنگه کین نهاد او هم فروشد
همین عالم همان عالم فروشد
۳نماند هیچ اگر تو مینمانی
که تو هم این جهان هم آن جهانی
۴از آنگه باز کین عالم نهادند
بنا بر قالب آدم نهادند
۵نهادی بوالعجب داری تو در اصل
بلاسی کرده اندر اطلسی وصل
۶اگر صد قرن میگردی چو پرگار
نیاید وصل گاه تو پدیدار
۷اگر بر آسمان گر بر زمینی
جزین چیزی که میبینی نبینی
۸وگر در جوهرت چشمی شود باز
دو عالم بر تو افشانند از آغاز
۹در آن ساعت که آن چشم آیدت پیش
دو عالم در تو گم گردد تو در خویش
۱۰تویی آن جوهری گر میندانی
که برتر زین جهان و آن جهانی
۱۱