از ایمانست اصل جمله ای یار
تو را همچو جان در دل نگهدار
۱بسان بیخ باشد اصل ایمان
بود اسلام شاخش میوه احسان
۲چو بیخ اندر دلت ایمان قوی کرد
توانی در دو عالم رهروی کرد
۳از آن بیخ قوی شاخی کشد سر
که اسلامش بود نام ای برادر
۴ز جوی شرع آبش ده تو زنهار
که تا میروید و میآورد بار
۵فرو گیرد تمامت سینهات را
دهد شادی غم دیرینهات را
۶درخت بارور گردد به ایّام
که از بارش ترا شیرین شود کام
۷مزین کن به اقرارش زبان را
مسجل کن بدان اقرار جان را
۸چو خواهی میوهات بی بر نگردد
جدا باید ز یکدیگر نگردد
۹اگر اسلامت از ایمان شود دور
نماند هیچ ایمان ترا نور
۱۰چو ایمان تو بی اسلام باشد
حقیقت دان که کارت خام باشد
۱۱در اسلامت چو ایمان نیست یاور
سیه رو باشی اندر پیش داور
۱۲نه هرگز شاخ بی برگی کشد سر
نه هرگز بیخ بی شاخی دهد بر
۱۳مقارن باشدت اسلام و ایمان
که تا پیدا شود از هر دو انسان
۱۴چو حاصل گشت احسان دو گانه
توان گفتن ترا مرد یگانه
۱۵