غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۹ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر گدایی مرد سلطان کی شود

پشه‌ای آخر سلیمان کی شود

۱

نی عجب آن است کین مرد گدا

چون که سلطان نیست سلطان کی شود

۲

بس عجب کاری است بس نادر رهی

این چو عین آن بود آن کی شود

۳

گر بدین برهان کنی از من طلب

این سخن روشن به برهان کی شود

۴

تا نگردی از وجود خود فنا

بر تو این دشوار آسان کی شود

۵

گفتمش فانی شو و باقی تویی

هر دو یکسان نیست یکسان کی شود

۶

گرچه هم دریای عمان قطره‌ای است

قطره‌ای دریای عمان کی شود

۷

گر کسی را دیده دریابین نشد

قطره‌بین باشد مسلمان کی شود

۸

تا نگردد قطره و دریا یکی

سنگ کفرت لعل ایمان کی شود

۹

جمله یک خورشید می‌بینم ولیک

می‌ندانم بر تو رخشان کی شود

۱۰

هر که خورشید جمال او ندید

جان‌فشان بر روی جانان کی شود

۱۱

صد هزاران مرد می‌بینم ز عشق

منتظر بنشسته تا جان کی شود

۱۲

چند اندایی به گل خورشید را

گل بدین درگه نگهبان کی شود

۱۳

از کفی گل کان وجود آدم است

آن چنان خورشید پنهان کی شود

۱۴

گر به کلی برنگیری گل ز راه

پای در گل ره به پایان کی شود

۱۵

نه چه می‌گویم تو مرد این نه‌ای

هر صبی رستم به دستان کی شود

۱۶

کی توانی شد تو مرد این حدیث

هر مخنث مرد میدان کی شود

۱۷

تا نباشد همچو موسی عاشقی

هر عصا در دست ثعبان کی شود

۱۸

عمرت ای عطار تاوان کرده‌ای

بر تو آن خورشید تابان کی شود

۱۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: کی شودقافیه: ـان۱۸ از ۱۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«کی شود» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. گداشود
  3. رهیشود
  4. طلبشود
  5. فناشود
  6. توییشود
  7. استشود
  8. نشدشود
  9. یکیشود
  10. ولیکشود
  11. ندیدشود
  12. عشقشود
  13. راشود
  14. استشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.