غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۱ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر که صید چون تو دلداری شود

عاجزی گردد، گرفتاری شود

۱

هر که خار مژهٔ تو بنگرد

هر گلی در چشم او خاری شود

۲

باز چون گلبرگِ روی تو بدید

بی‌شکش هر خار گلزاری شود

۳

شیر دل پیش نمکدان لبت

چون به جان آید جگرخواری شود

۴

گر لبت در ابر خندد همچو برق

ابر تا محشر شکرباری شود

۵

در طوافِ نقطهٔ خالت ز شوق

چرخِ سرگردان چو پرگاری شود

۶

مس اگرچه زر تواند شد ولیک

وصف خط تو چو بسیاری شود

۷

پیش سرسبزی خطت، زاشتیاق

زر کند بدرود و زنگاری شود

۸

سرفرازی کو سرِ زلفِ تو دید

تا بجنبد سرنگونساری شود

۹

میلِ زلف تو به ترسایی است از آنک

گه چلیپا، گاه زناری شود

۱۰

گو بیا و مذهبِ زلف تو گیر

هر که می‌خواهد که دینداری شود

۱۱

گر فروشی بر من غمکش جهان

هر سر مویم خریداری شود

۱۲

هر که او دل‌زندهٔ عشق تو نیست

گر همه مشک است مرداری شود

۱۳

نیست آسان هیچ، کارِ عشقِ تو

زان به تن بردن چو دشواری شود

۱۴

پی چو گم کردند کار عشق را

عاشقی کو کز پی کاری شود

۱۵

عشق را هرگز نماند رونقی

هر کسی گر صاحب‌اسراری شود

۱۶

صدهزاران قطره گردد ناپدید

تا یکی زان، درِّ شَهواری شود

۱۷

چون کسی را بوی نبود زین حدیث

کی شود ممکن که عطاری شود

۱۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شودقافیه: ـاری۱۸ از ۱۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. بنگردشود
  3. بدیدشود
  4. لبتشود
  5. برقشود
  6. شوقشود
  7. ولیکشود
  8. زاشتیاقشود
  9. دیدشود
  10. آنکشود
  11. گیرشود
  12. جهانشود
  13. نیستشود
  14. توشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.