غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۱ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قطره گم گردان چو دریا شد پدید

خانه ویران کن چو صحرا شد پدید

۱

گم نیارد گشت در دریا دمی

هر که در قطره هویدا شد پدید

۲

گر کسی در قطره بودن بازماند

قطره ماند گرچه دریا شد پدید

۳

گم شو اینجا از وجود خویش پاک

کان که اینجا گم شد آنجا شد پدید

۴

ناپدید امروز شو از هرچه هست

کین چنین شد هر که فردا شد پدید

۵

روی‌های زشت فانی محو به

خاصه دایم روی زیبا شد پدید

۶

دوشم از پیشان خطاب آمد به جان

کان که پنهان گشت پیدا شد پدید

۷

ناپدید از خویش شو یکبارگی

کان که از خود محو، از ما شد پدید

۸

بستهٔ پستی مباش ای مرغ عرش

پر برآور هین که بالا شد پدید

۹

گم شدن فرض است هر دو کون را

لا چه وزن آرد چو الا شد پدید

۱۰

خرد مشمر لا که از لا بود و بس

کز ثری تا بر ثریا شد پدید

۱۱

در احد چون اسم ما یک جلوه کرد

در عدد بنگر چه اسما شد پدید

۱۲

ترک اسما کن که هر کو ترک کرد

در مسما رفت و تنها شد پدید

۱۳

از هزاران درد دایم باز رست

تا ابد در یک تماشا شد پدید

۱۴

در چنین بازار چون عطار را

سود وافر بود سودا شد پدید

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شد پدیدقافیه: ـا۱۵ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. پدیدپدید
  2. دمیپدید
  3. بازماندپدید
  4. پاکپدید
  5. هستپدید
  6. بهپدید
  7. جانپدید
  8. یکبارگیپدید
  9. عرشپدید
  10. راپدید
  11. بسپدید
  12. کردپدید
  13. کردپدید
  14. رستپدید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.