غزلیاتغزل شمارهٔ ۵۸۷ عطارشاعرعطارمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریباده ناخورده مست آمدهایمعاشق و می پرست آمدهایم۱ساقیا خیز و جام در ده زودکه نه بهر نشست آمدهایم۲خیز تا از خودی برون آییمکه به خود پای بست آمدهایم۳چون شکستی نبود جانان راما ز بهر شکست آمدهایم۴در جهانی که مست هشیار استهوشیاران مست آمدهایم۵ناقصان بلی خویشتنیمکاملان الست آمدهایم۶هستی و نیستی ما بنماندما مگر نیست هست آمدهایم۷ما چنین خوار نیستیم الحقکه به عمری به دست آمدهایم۸همچو عطار در محیط وجودبه عنایت به شست آمدهایم۹