ما چو بیماییم از ما ایمنیم
از تولا و تبرا ایمنیم
۱از تفاخر همچو گردون فارغیم
وز تغیر همچو دریا ایمنیم
۲چون گذر کردیم از بالا و پست
هم ز پستی هم ز بالا ایمنیم
۳چون نه نادان و نه دانا ماندهایم
هم ز نادان هم ز دانا ایمنیم
۴چون زبان از نیک و بد دربستهایم
هم ز شنوا هم ز گویا ایمنیم
۵چون قرار کار ما رفتست دی
لاجرم ز امروز و فردا ایمنیم
۶نام و ننگ ما در اقصای جهان
گر نهان شد ور هویدا ایمنیم
۷روز و شب بی راه میجوییم راه
زانکه از ناایمنی ما ایمنیم
۸چون سر عطار گوی راه شد
از سریر لاف و سودا ایمنیم
۹