بندگی چیست به فرمان رفتن
پیش امر از بن دندان رفتن
۱همه دشواری تو از طمع است
ترک خود گفتن و آسان رفتن
۲سر فدا کردن و سامان جستن
وانگهی بی سر و سامان رفتن
۳قابل امر شدن همچون گوی
پس به یک ضربه به پایان رفتن
۴از گرانباری خود ترسیدن
پس سبکبار به پیشان رفتن
۵در پی شمع شریعت شب و روز
همچو پروانه به پیمان رفتن
۶آبرو باش تو در جوی طریق
تا توانی تو بیابان رفتن
۷برگ ره ساز که بی برگ رهی
در چنین بادیه نتوان رفتن
۸گر تو دنیا همه زندان دیدی
فرخت باد ز زندان رفتن
۹ور ندانی تو به جز دنیا هیچ
مرده باید به فراوان رفتن
۱۰تا کی از خواب درآموز آخر
یک شب از گنبد گردان رفتن
۱۱قرنها شد که نمیآسایند
از تو شب خفتن وزیشان رفتن
۱۲عاشقان راست مسلم نه تو را
در ره دوست به مژگان رفتن
۱۳سر فدا کردن و چون عیاران
جان به کف بر در جانان رفتن
۱۴ترک عطار به گفتن کلی
پس درین بادیه ترسان رفتن
۱۵