بار دیگر روی زیبایی ببین
عقل و جان را تازه سودایی ببین
۱از غم آن پیچ زلف بیقرار
زاهدان را ناشکیبائی ببین
۲در جمالش هر که را آن چشم هست
تا ابد در خود تمنایی ببین
۳در میان اهل دل هر ساعتش
غارتی نو تازه غوغایی ببین
۴عاشقان را نقد عشق او نگر
فارغ از امروز و فردایی ببین
۵بر سر میدان رسوایی عشق
عالمی را همچو شیدایی ببین
۶در بیابانهای بی پایان او
هر زمانی شیب و بالایی ببین
۷گر ندیدی دل به زیر بار عشق
شبنمی در زیر دریایی ببین
۸گاه جان را در تک و پویی نگر
گاه دل را در تمنایی ببین
۹تا که سودای وصالش میپزم
بر منش هر لحظه صفرایی ببین
۱۰گفتمش جانا دل عطار کو
گفت خود گم کردهای جایی ببین
۱۱