غزلیاتغزل شمارهٔ ۶۸۸ عطارشاعرعطارمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای غنچه غلام خندهٔ توسرو آزاد بندهٔ تو۱افتاد سر هزار سرکشاز طرهٔ سر فکندهٔ تو۲گلهای بهار نیم مردهاز نرگس نیم زندهٔ تو۳خورشید گرفته لوح از سربر سر چو قلم دوندهٔ تو۴من کشته و غم کشندهٔ منتو دلکش و دل کشنده تو۵زان است شفق که طوطی چرخدر خون گردد ز خندهٔ تو۶چون سایه در آفتاب نرسدکی در تو رسد روندهٔ تو۷عطار به هر پری که پرددانی که بود پرندهٔ تو۸