ای دل اندر عشق، دل در یار ده
کار او کن جان و دل در کار ده
۱چند باشی در حجاب خود نهان
دلبرت صد بار آمد بار ده
۲یا برو گر مؤمنی اسلام آر
یا بیا گر کافری اقرار ده
۳خون خوری بر روی آن دلدار خور
خون دهی بر روی آن دلدار ده
۴آرزوهای تو بتهای تواند
جمله بتهات بر دیوار ده
۵پس در آتش چون خلیل بتشکن
جانت را شایستگی یار ده
۶ساقیا خمخانه را بگشای در
عاشقان را بادهٔ ابرار ده
۷زاهدان را از وجود خویشتن
وارهان و دردی خمار ده
۸چند پوشی دلق دام زرق را
دلق پوشان را کنون زنار ده
۹چون شود شایستهٔ ره جان تو
اهل دل را تحفه چون عطار ده
۱۰