بخش پانزدهم

(۹) حکایت محمود با درویش بر سر راه عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مگر محمود می‌شد با سپاهی

رسیدش پیش درویشی براهی

۱

سلامی کرد شاه او را دران دشت

علیکی گفت آن درویش و بگذشت

۲

بلشکر گفت شاه پاک عنصر

که بینید آن گدا با آن تکبّر

۳

بدو درویش گفت ار هوشمندی

گدا خود چون توئی بر من چه بندی

۴

که در صد شهر وده افزون رسیدم

بهر مسجد گدائی تودیدم

۵

چو جَوجَو نیم جَو بر هر سرائی

نوشتند از پی چون تو گدائی

۶

ندیدم هیچ بازار و دکانی

که از ظلمت نبود آنجا فغانی

۷

کنون گر بینش چشمت تمامست

ز ما هر دو گدا بنگر کدامست

۸

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش پانزدهم (۱۴ شعر) قرار دارد.