چنین گفتهست بوبکر سفاله
که با او هست پیوسته حواله
۱همیگویند در آبم نشانده
که هرگز تر مگرد ای باز مانده
۲که گرچه غرقهای امّا چنانی
که گر تر گردی از تَردامنانی
۳مشو تر گرچه در آبی همیشه
درین معرض چه سنجد شیر بیشه؟
۴که داند تا درین اندوه مردان
چگونه زار در خونند گردان
۵اگر این درد بودی حاصل تو
جهانی خون گرفتی از دل تو
۶