بخش هشتم

(۷) حکایت آن دزد که دستش بریدند عطار

شاعر
عطار
مجموعه
بخش هشتم
قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بُبریدند دزدی را مگر دست

نزد دَم دستِ خود بگرفت و برجست

۱

بِدو گفتند ای محنت‌رسیده

چه خواهی کرد این دستِ بریده

۲

چنین گفت او که نام دوستی خاص

بر آنجا کرده بودم نقش ز اخلاص

۳

کنون تا زنده‌ام اینم تمامست

که بی این زندگی بر من حرامست

۴

ز دستم گرچه قسمی جز اَلَم نیست

چو بر دستست نامِ دوست غم نیست

۵

چو ابلیسِ لعین اسراردان بود

اگر سجده نمی‌کرد او از آن بود

۶

ز خَلق خود دریغش آمد آن راز

نکرد آن سجده، دعوی کرد آغاز

۷

که تا هم او و هم خَلقِ جهان هم

نه بینند آن دَر و آن آستان هم

۸

که تا نوری از آن در پردهٔ عِز

نگردد در نظر آلوده هرگز

۹

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش هشتم (۱۵ شعر) قرار دارد.