بخش دوم

(۷) حکایت معشوق طوسی با سگ و مرد سوار عطار

شاعر
عطار
مجموعه
بخش دوم
قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مگر معشوق طوسی گرمگاهی

چو بی‌خویشی برون می‌شد براهی

۱

یکی سگ پیش او آمد دران راه

ز بی‌خویشی بزد سنگیش ناگاه

۲

سواری سبزجامه دید از دور

درآمد از پسش روئی همه نور

۳

بزد یک تازیانه سخت بروی

بدو گفتا که هان ای بیخبر هی

۴

نمی‌دانی که بر که می‌زنی سنگ

که با او نیستی در اصل همرنگ

۵

نه از یک قالبی با او بهم تو

چرا از خویش می‌داریش کم تو

۶

چو سگ از قالب قدرة جدا نیست

فزونی کردنت بر سگ روا نیست

۷

سگان در پرده پنهانند ای دوست

ببین گر پاک مغزی بیش ازین پوست

۸

که سگ گرچه بصورت ناپسندست

ولیکن در صفت جانش بلندست

۹

بسی اسرار با سگ در میانست

ولیکن ظاهر او سدِّ آنست

۱۰

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش دوم (۱۱ شعر) قرار دارد.