جهان را هم امام و هم خلیفه
کِرا میدانی الّا بوحنیفه
۱جهان علم و دریای معانی
امام اوّل و لقمان ثانی
۲اگر اعدای دین بسیار جمعند
ز کار بوحنیفه سر چو شمعند
۳چراغ امّت آمد آن سرافراز
چراغی کو عدو را مینهد گاز
۴قضا کردند بر وی عرضه ناگاه
بنپذیرفت یعنی جان آگاه
۵قضا را و قدر را معتبر یافت
ولیکن این قضا اندر قدر یافت
۶چو نعمان سرخ روی حق چو لالهست
قضا چکند بشاگردش حوالهست
۷قضا در جنگ او آمد فروتر
که از یوسف همه چیزی نکوتر
۸چو تو یوسف قضا را این زمان بس
مرا قاضی اکبر جاودان بس
۹چودر دین محمّد داد دین داد
محمّد را چنین بود و چنین داد
۱۰چو او استاد دین آمد در اسرار
چو تو بگذشتی از قرآن و اخبار
۱۱اگر در فقه صد جامع کبیرست
ز یک شاگردش آن جامع صغیرست
۱۲مجرّد شو اگر کوفی شعاری
برافشان چون الف چیزی که داری
۱۳ره کوفیت میباید روان شو
الف دانی تو باری همچنان شو
۱۴