گر علی بود و اگر صدیق بود
جان هر یک غرقهٔ تحقیق بود
۱چون بسوی غار میشد مصطفا
خفت آن شب بر فراشش مرتضا
۲کرد جان خویشتن حیدر نثار
تا بماند جان آن صدر کبار
۳پیش یار غار، صدیق جهان
هم برای جان او در باخت جان
۴هر دو جانبازان راه او شدند
جانفشانان در پناه او شدند
۵تو تعصب کن که ایشان مردوار
هر دو جان کردند بر جانان نثار
۶گر تو هستی مرد این یا مرد آن
کو ترا یا درد این یا درد آن
۷همچو ایشان جانفشانی پیشه گیر
یا خموش و ترک این اندیشه گیر
۸تو علی دانی و بوبکر ای پسر
وز خدای عقل و جانی بیخبر
۹تو رها کن سر به مهر این واقعه
مرد حق شو روز و شب چون رابعه
۱۰او نه یک زن بود او صد مرد بود
از قدم تا فرق عین درد بود
۱۱بود دایم غرق نور حق شده
از فضولی رسته، مستغرق شده
۱۲