بخش یازدهم

بخش ۷ - الحكایة و التمثیل عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

مرغکی بانگی زد و لختی بجست

سر بجنبانید و بر شاخی نشست

۱

چون سلیمان بانگ آن مرغک شنود

گفت میدانید تا او را چه بود

۲

میکندبرشاخ از دنیا گله

زار میگرید که چند از مشغله

۳

کز همه دنیای عالم سوز من

نیم خرما خورده ام امروز من

۴

خاک بر دنیا که سودا میدهد

چون منی را نیم خرما میدهد

۵

چون زدنیا نیم خرما میبسست

هرکه کرمان ملک خواهد ناکسست

۶

هرکه او از دار دنیا پاک شد

نور مطلق گشت اگرچه خاک شد

۷

هرکه او دنیای دون را کم گرفت

همچو صبح از صدق خود عالم گرفت

۸

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش یازدهم (۱۲ شعر) قرار دارد.