کرد درویشی ز درویشی سؤال
کآرزویت چیست ای درویش حال
۱گفت از ملک دو عالم خشک و تر
ناچخی میبایدم اما دو سر
۲تا بیک سر وارهانم خویش را
وز دگر سر خواجهٔ درویش را
۳تا چو نه تو باشی و نه من پدید
حق شود بی ننگ ما روشن پدید
۴تا درین حضرت خودی میماندت
صد جهان پر بدی میماندت
۵زانکه گر موئی بماند از خودیت
هفت دوزخ پر برآید از بدیت
۶