بود ملاحی معمر کار دان
زو کسی پرسید کای بسیار دان
۱از عجایبهای دریا بازگوی
گفتش آن ملاح کای اسرار جوی
۲این عجبتر دیدهام من کز بحار
در سلامت کشتی آید باکنار
۳کشتئی بر روی غرقابی مدام
موج میآید دمادم بر دوام
۴ما میان موج و غرقابی سیاه
منتظر تا باد چون آید ز راه
۵بر نیاید هیچ کاری از حیل
و اطلاعی نیست بر لوح ازل
۶پس طریق تو بفرمان رفتن است
بیخودی در وادی جان رفتن است
۷بنده آن بهتر که بر فرمان رود
کز خداوند آنچه خواهد آن رود
۸