بخش
بخش بیست و سوم عطار
این بخش از «مصیبت نامه» عطار است و ۱۵ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۵).
- مورد منتشرشده
- ۱۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱بخش ۱ - المقالة الثالثة و العشرونسالک آمد نه درو عقل ونه هوشوحشی آسا تنگدل پیش وحوشخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲ - الحكایة و التمثیلبیدلی را بود مالی بر کسیدر تقاضا رنج میدادش بسیخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳ - الحكایة و التمثیلبیدل دیوانهٔ در حال شدپیش دکان یکی بقال شدخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴ - الحكایة و التمثیلنازنین میرفت و بس شوریده بودگفتی از سرباز خوابی دیده بودخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵ - الحكایة و التمثیلروستائیی بشهر مرو رفتدر میان مسجد جامع بخفتخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶ - الحكایة و التمثیلپیش شیخی رفت مردی نامداراز سر بی خویشئی بگریست زارخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷ - الحكایة و التمثیلبود ملاحی معمر کار دانزو کسی پرسید کای بسیار دانخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸ - الحكایة و التمثیلدر میان دشمنان پیری کهندوستی راگفت ای نیکو سخنخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹ - الحكایة و التمثیلدیر میآمد یکی از آب بازصوفیان کرده زفان در وی درازخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلکرد ازمکه عمر عزم سفردر سرای آبستنی بودش مگرخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلگفت رکن الدین اکافی مگرمی فشاند اندر سخن روزی گهرخواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلمرتضی را گفت مردی نامورتو چه میدانی بعالم بیشترخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیلسالخورده پیر زالی تنگدستکرده بودی پیش گورستان نشستخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴ - الحكایة و التمثیلآن یکی پرسید از عباسه بازگفت ای نطقت کلید گنج رازخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵ - الحكایة و التمثیلمفتئی را دید آن پرهیزگاربر در سلطان نشسته روز بارخواندن شعر ‹
