بخش بیست و سوم

بخش ۴ - الحكایة و التمثیل عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نازنین میرفت و بس شوریده بود

گفتی از سرباز خوابی دیده بود

۱

میگذشت او بر در مجلس گهی

این سخن گفت آن مذکر آنگهی

۲

این گل آدم خدا از سرنوشت

چل صباح از دست قدرت میسرشت

۳

بعد از آن گفتا دل مؤمن مدام

هست در انگشت حق کرده مقام

۴

نازنین چون این سخن بشنود ازو

زاتش جانش برآمد دود ازو

۵

گفت بیچاره چه سازد آدمی

یا دلست او یا گلست او از زمی

۶

چون دل و چون گل بدست اوست بس

پس بدست ما چه باشد جز هوس

۷

من دلی دارم ز عالم یا گلی

هر دو او راست اینت مشکل مشکلی

۸

از دل و گل در جهان من برچه ام

اوست جمله در میان من برچه ام

۹

هیچ هستم من ندانم یا نیم

چون همه اوست آخر اینجا من کیم

۱۰

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش بیست و سوم (۱۵ شعر) قرار دارد.