بخش بیست و پنجم

بخش ۲ - الحكایة و التمثیل عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شیر دین سفیان ثوری شمع شرع

گفت قوم خویش را کای جمع شرع

۱

لذت و خوشّی خوردن در طعام

بیش چندان نیست کز لب تا بکام

۲

این قدر ره صبر کن آسان بود

تا خوش و ناخوش ترا یکسان بود

۳

میزنی بیهوده همچون سگ تگی

تو کئی در صورت مردم سگی

۴

تا ترا یک استخوان آید بدست

عمر و جانت از دست شد ای سگ پرست

۵

تو همای روح را ده استخوان

زانکه بس افسوس باشد سگ بدان

۶

قوت مردان روح را جان دادنست

چیست قوت تو به سگ نان دادنست

۷

ای به سگ مشغول گشته ماه و سال

چند خواهی بود با سگ در جوال

۸

گر به امر سگ شوی در کار تیز

از سگان خیزی به روز رستخیز

۹

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش بیست و پنجم (۷ شعر) قرار دارد.