شد جوانی را حج اسلام فوت
از دلش آهی برون آمد بصوت
۱بود سفیان حاضر آنجا غم زده
آن جوان را گفت ای ماتم زده
۲چار حج دارم برین درگاه من
میفروشم آن بدین یک آه من
۳آن جوان گفتا خریدم و او فروخت
آن نکو بخرید وین نیکو فروخت
۴دید آن شب ای عجب سفیان بخواب
کآمدی از حق تعالیش این خطاب
۵کز تجارت سود بسیار آمدت
گر بکاری آمد این بار آمدت
۶شد همه حجها قبول از سود تو
تو زحق خشنود و او خشنود تو
۷کعبه اکنون خاک جان پاک تست
گر حجست امروز برفتراک تست
۸