بخش سی و نهم

بخش ۶ - الحكایة و التمثیل عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

کاملی بگذشت در آتش گهی

چون بدید آتش زهش شد ناگهی

۱

چون به هوش آمد رفیقی بر رسید

کز چه مرغ عقلت از بر برپرید

۲

گفت چون آتش بدیدم آن زمان

برگشاد از حال خود آتش زفان

۳

گفت هان تا در من از دون همتی

ننگری از دیدهٔ بیحرمتی

۴

زآنکه چندانیم تاب وسوز هست

وآنگهی این هر شب و هر روز هست

۵

ز تف و سوزی که من هستم درآن

می نپردازم بدین مشتی خران

۶

هرکه او درعشق چون آتش نشد

عیش او درعشق هرگز خوش نشد

۷

گرم باید مرد عاشق در هلاک

محو باید گشت در معشوق پاک

۸

در ره معشوق خود شو بی نشان

تا همه معشوق باشی جاودان

۹

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش سی و نهم (۷ شعر) قرار دارد.