آب بسیار آن یکی در شیر کرد
حق تعالی گاو را تقدیر کرد
۱چون بیامد سر بسوی آب برد
تا که دم زد گاو را سیلاب برد
۲هرچه او صد باره گرد آورده بود
جمله در یکبار آبش برده بود
۳آب چون بر شیر بیش از پیش کرد
جمع کرد و گاه را در پیش کرد
۴هرکه او یکدم ز مرگ اندیشه داشت
چون تواند ظلم کردن پیشه داشت
۵چون براندیشم ز مردن گاه گاه
عالمم بر چشم میگردد سیاه
۶لیک وقتی هست کز شادی مرگ
پای میکوبم ز سر سبزی چو برگ
۷زانکه میدانم که آخر جان پاک
باز خواهد رست از زندان خاک
۸