این سخن نقلست در قوت القلوب
زان بزرگ پای دین پاک از عیوب
۱گفت هر روز ازملایک عالمی
سوخته گردد ز نور حق همی
۲ز ابتداتا انتهای روزگار
چند دانی نسل آدم را شمار
۳راست هم چندان بهر روزی ملک
از سماک انگشت گردد تا سمک
۴میبسوزند این همه روحانیان
پس دگر میآید آنگه در میان
۵ای عجب هر روز چندین سوخته
خیل دیگر خویشتن بر دوخته
۶چون ملایک حاضر و جمع آمدند
سر بسر پروانهٔ شمع آمدند
۷این همه هر روز میسوزند پاک
دیگران در آرزوی آن هلاک
۸تاملک کردند آدم را سجود
عشقشان یک ذره آمد در وجود
۹ره بحق چون جان آدم یافتند
تا ابد در خدمتش بشتافتند
۱۰