غرور قدرت اگر بازوی خمی دارد
به ملک بیخللی خاتم جمی دارد
۱گذشتن از سر جرأت کمال غیرت ماست
نفس تبسم تیغ تنک دمی دارد
۲ز انفعال مآل طرب مبان ایمن
حذرکه خندهٔ این صبح شبنمی دارد
۳مگر ز عالم اضداد بگذری ورنه
بهشت هم به مقابل جهنمی دارد
۴گر از حقیقت این انجمن خبرگیری
همین غم است که تخمیر بیغمی دارد
۵خطا بهگردن مستان نمیتوان بستن
طریق بیخبری لغزش کمی دارد
۶ورق سیه نکنی، سر نپیچی از تسلیم
به هوش باش که خط جبین نمی دارد
۷ز جوش لاله رخان پرکنید آغوشم
به قدر حوصله هر زخم، مرهمی دارد
۸نسیم مژدهٔ وصلکه میدهد امروز
چو غنچه تنگی از آغوش من رمی دارد
۹چه رنگها که نبستیم در بهار خیال
طبیعت پر طاووس، عالمی دارد
۱۰مباش غافل ارشاد گمرهی بیدل
جهان غول به هر دشت آدمی دارد
۱۱