غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۴ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

غرور قدرت اگر بازوی خمی دارد

به ملک بی‌خللی خاتم جمی دارد

۱

گذشتن از سر جرأت‌ کمال غیرت ماست

نفس تبسم تیغ تنک دمی دارد

۲

ز انفعال مآل طرب مبان ایمن

حذرکه خندهٔ این صبح شبنمی دارد

۳

مگر ز عالم اضداد بگذری ورنه

بهشت هم به مقابل جهنمی دارد

۴

گر از حقیقت این انجمن خبرگیری

همین غم است‌ که تخمیر بی‌غمی دارد

۵

خطا به‌گردن مستان نمی‌توان بستن

طریق بیخبری لغزش‌ کمی دارد

۶

ورق سیه نکنی‌، سر نپیچی از تسلیم

به هوش باش‌ که خط جبین نمی دارد

۷

ز جوش لاله ‌رخان پرکنید آغوشم

به قدر حوصله هر زخم‌، مرهمی دارد

۸

نسیم مژدهٔ وصل‌که می‌دهد امروز

چو غنچه تنگی از آغوش من رمی دارد

۹

چه رنگها که نبستیم در بهار خیال

طبیعت پر طاووس‌، عالمی دارد

۱۰

مباش غافل ارشاد گمرهی بیدل

جهان غول به هر دشت آدمی دارد

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: داردقافیه: ـمی۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دارددارد
  2. ماستدارد
  3. ایمندارد
  4. ورنهدارد
  5. خبرگیریدارد
  6. بستندارد
  7. تسلیمدارد
  8. آغوشمدارد
  9. امروزدارد
  10. خیالدارد
  11. بیدلدارد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.