غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۶۱ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هیهات دم بازپسین عرض ادب برد

رشک نفسم سوخت‌ که نام تو به لب برد

۱

بر عالم فطرت‌ دل بی‌درد ستم کرد

نشکستن این شیشه قیامت به حلب برد

۲

فرصت نرسانید به مقصد نفسم را

این شمع پیام سحری داشت‌ که شب برد

۳

ای غنچه دو دم تنگی دل مغتنم انگار

زین غمکده هرگاه الم رفت طرب برد

۴

فریاد که بی‌ مطلبی پیش نبردم

همت خجلم‌ کرد ز جایی ‌که طلب برد

۵

چون شمع به بیماری دل ساخته بودم

فرصت به تکلف عرقی‌ کرد که تب برد

۶

قاصد، نشوی منفعل لغزش مستان

خواهد همه جا نامهٔ ما برگ عنب برد

۷

درد طلب عشق در آفاق‌ که دارد

کم نیست‌ که لیلی غم مجنون به عرب برد

۸

گر ‌مرگ نمی‌بود غم خلق‌ که می‌خورد

صد شکر که اینجا همه‌کس روز به شب برد

۹

این آدم وحوا شرف نسبت هستی است

بیدل نتوان پیش عدم نام نَسَب برد

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بردقافیه: ـب۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. بردبرد
  2. کردبرد
  3. رابرد
  4. انگاربرد
  5. نبردمبرد
  6. بودمبرد
  7. مستانبرد
  8. داردبرد
  9. می‌خوردبرد
  10. استبرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.