مکتوب من به هرکه برد باد میبرد
تا یاد کس رسیدنم از یاد میبرد
۱پرواز رنگ من اگر آید به امتحان
مانی شکست خامه به بهزاد میبرد
۲در دیر پا بر آتشم از کعبه سر به سنگ
دیگر کجایم این دل ناشاد میبرد
۳از حرف و صوت جوهر تحقیق رفته گیر
آیینه تا نفس زدهای باد میبرد
۴این پیکریکه تیشهٔ تدبیر جانکنی است
ما را همان به تربت فرهاد میبرد
۵تا گردی از خرام تو باغ تصورست
شوق از خودم به سایهٔ شمشاد میبرد
۶یک موج اگر عنان گسلد سیل گریهام
از خاک هند دجله به بغداد میبرد
۷هرچند دل ز شرم خیالات عرق کند
یک شیشه خانه عرض پریزاد میبرد
۸در آتشم فکن که سپند فسردهام
تا سرمه نیست زحمت فریاد میبرد
۹بیدل بنال ورنه درین دامگاه یأس
خاموشیات ز خاطر صیاد میبرد
۱۰