نه صورت بویی و نه رنگیست درین باغ
وهم تو تماشایی بنگیست درین باغ
۱شاخ گل و سروی که سر ناز کشیده
تصویر کمانی و خدنگیست درین باغ
۲وحشت همه فرش افکنی خواب بهار است
کو سایهٔ گل پشت پلنگیست درین باغ
۳اقبال جهان را به بلندی نستانی
آغوش سحر کام نهنگیست درین باغ
۴ای غنچه مخور عشوهٔ امید شکفتن
هشدار که بوی دل تنگیست درین باغ
۵انجام بهار اینهمه پامال خزان نیست
آیینه مپرداز که رنگیست درین باغ
۶در خندهٔگل بوی سلامت نتوان یافت
گر قلقل میناست ترنگیست درین باغ
۷هر رنگکهگلکرد شکستن بهکمین بود
هر شیشه مچینید که سنگیست درین باغ
۸رسوایی ناموس حیا بود تبسم
گل حیف نفهمید که ننگیست درین باغ
۹پرواز نسیم است پرافشان تسلسل
یاران همه نازان که درنگیست درین باغ
۱۰بیدل می عشرت به کسی نیست مسلم
هر گل شکن آمادهُ رنگیست درین باغ
۱۱