غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۳۳ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

صبح است و ما دماغ تمنا رسانده‌ایم

چون شمع بوسهٔ مژه تا پا رسانده‌ایم

۱

گل می‌کند ز شعلهٔ خاکستر آشیان

بال شکسته‌ای که به عنقا رسانده‌ایم

۲

ترک طلب به عمر طبیعی مقابل است

آیینهٔ نفس به مسیحا رسانده‌ایم

۳

کم نیست سعی ما که به صد دستگاه اشک

خود را به پای آبله فرسا رسانده‌ایم

۴

وحدت نماست شور خرابات ما و من

وهم است این که نشئه دو بالا رسانده‌ایم

۵

آیینهٔ جهان لطافت کدورت است

نقب پری ز شیشه به خارا رسانده‌ایم

۶

در هر دماغ فطرت ما گرد می‌کند

هر جا رسیده است‌ کسی ما رسانده‌ایم

۷

شوقی فسرد و قطرهٔ ما در گهر گرفت

این است کلفتی‌ که به دریا رساند‌ه‌ایم

۸

طاووس ما بهار چراغان حیرت است

آیینه خانه‌ای به تماشا رسانده‌ایم

۹

از بس تنک بضاعت دردیم چون‌ گهر

یک قطره اشک بر همه اعضا رسانده‌ایم

۱۰

گر مستی‌ات شکست دو عالم به شیشه کرد

ما هم دلی به پهلوی مینا رسانده‌ایم

۱۱

بیدل ز سحرکاری طول امل مپرس

کامروز نارسیده به فردا رسانده‌ایم

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: رسانده‌ایمقافیه: ـا۱۱ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. رسانده‌ایمرسانده‌ایم
  2. آشیانرسانده‌ایم
  3. استرسانده‌ایم
  4. اشکرسانده‌ایم
  5. منرسانده‌ایم
  6. استرسانده‌ایم
  7. می‌کندرسانده‌ایم
  8. گرفترساند‌ه‌ایم
  9. استرسانده‌ایم
  10. گهررسانده‌ایم
  11. کردرسانده‌ایم
  12. مپرسرسانده‌ایم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.