دل گر نه داغ عشق فروزد کباب کن
در خانهای که گنج نیابی خراب کن
۱نامحرم کرشمهٔ الفت کسی مباد
باب ترحمیم زمانی عتاب کن
۲هستی فریب دولت بیدار خوردنست
خوابی تو هم به بالش ناز حباب کن
۳خلقی به زحمت سر بیمغز مبتلاست
با این کدو تو نیز شنای شراب کن
۴پیری چو صبح شبههٔ آثار زندگیست
این نسخه را به نقطهٔ شک انتخاب کن
۵گرد نفس شکست و تو داری غم جسد
اوراق رفت احاطهٔ جلد کتاب کن
۶یک حلقه قامتیم چه هستی کجا عدم
اینصفر را بههر چه پسندی حسابکن
۷بر گردن تصرف ادراک بستهاند
بیداریی که خدمت تعبیر خواب کن
۸رنگ قبول حوصلهٔ عجز ناز کیست
ای سایه ترک مکرمت آفتاب کن
۹جام مروت همه بر سنگ خورده است
زین دور خشک چشم توقع پر آب کن
۱۰گرد نمود فتنه ندارد سواد فقر
زین شام ریش صبح قیامت خضاب کن
۱۱بیدل ز اختیار برآ هر چه باد باد
فرصت کم است ترک درنگ و شتاب کن
۱۲