غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۴۶ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

شمع صفت دیدنی‌ست عجز جنون زای من

سر به هوا می‌دود آبلهٔ پای من

۱

بال فشان می‌روم لیک ندانم کجا

بر پر من بسته‌اند نامهٔ عنقای من

۲

بسکه به رویم عرق آینهٔ شرم بست

ماند نهان از نظر صورت پیدای من

۳

همقدم‌گرد باد تاختم از بیخودی

گردش ساغر شکست گردن مینای من

۴

خجلت اعمال پوچ نامه به فردا فکند

روی ورق پشت‌ کرد مشق چلیپای من

۵

تا ز نم انفعال صورتی آرم به‌عرض

دام نکرد از حباب آینه دریای من

۶

با همه آزادگی منفعل هستی‌ام

حیف‌ که چین‌وار نیست دامن صحرای من

۷

غیر فسوس از نفس یک سخنم‌ گل نکرد

هر چه شنیدم زدل بود همین وای من

۸

ضعف به صد دشت و در می‌کشدم سایه‌وار

تا به‌ کجایم برد لغزش بی پای من

۹

چند نفس خون کنم تا به‌ خود افسون‌ کنم

سوختم و وا نشد در دل من جای من

۱۰

خواه ادب پروریم خواه گریبان دریم

غیردرین خیمه نیست جز من و لیلای من

۱۱

داغ شو ای عاجزی نوحه‌ کن ای بیکسی

با دو جهان شد طرف‌ بیدل تنهای من

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: منقافیه: ـای۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«من» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. منمن
  2. کجامن
  3. بستمن
  4. بیخودیمن
  5. فکندمن
  6. به‌عرضمن
  7. هستی‌اممن
  8. نکردمن
  9. سایه‌وارمن
  10. کنممن
  11. دریممن
  12. بیکسیمن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.