بر شعله تا چند نازیدنکاه
در دولت تیز مرگیست ناگاه
۱صد نقص دارد ساز کمالت
چندین هلال است پیش و پس ماه
۲در فکر خویشیم آزادگی کو
ما را گریبان افکنده در چاه
۳یارب چه سحر است افسون هستی
از هیچ بودنکس نیست آگاه
۴بر غفلت خلق خفت مچینید
منظور نازست آیینهٔ شاه
۵دل صید عشق است محکوم کس نیست
الحکم لله و الملک (لله)للاه
۶عمری تپیدیم تا خاک گشتیم
فرسنگها داشت این یک قدم راه
۷از صبح این باغ شبنم چه دارد
جز محمل اشک بر ناقهٔ آه
۸بر طبع آزاد ظلمست الفت
تا عمر باقیست عذر از نفس خواه
۹ای ناله خاموش در خانهکس نیست
یک حرف گفتیم افسانه کوتاه
۱۰بیدل چه گویم از یأس پیری
چون شمعم از صبح روز است بیگاه
۱۱