بیگانه وضعیم یا آشناییم
ما نیستیم اوست او نیست ماییم
۱پنهانتر از بو در ساز رنگیم
عریانتر از رنگ زیر قباییم
۲پیدا نگشتیم خود را چه پوشیم
پنهان نبودیم تا وا نماییم
۳پیش که نالیم داد از که خواهیم
عمریست با خویش از خود جداییم
۴هر سو گذشتیم پیدا نگشتیم
رفتار عمریم بینفش پاییم
۵این کعبه و دیر تا حشر باقیست
ما یک دو دم بیش دیگر کجاییم
۶تنگی فشردهست صحرای امکان
راهی نداربم دل میگشاییم
۷نفی دویی بود علم تعین
تا خاک گشتیم گفتیم لاییم
۸فکر دویی چیست ما و تویی کیست
آیینهای نیست ما خود نماییم
۹سیر دو عالم کردیم لیکن
جایی نرفتیم کز خود برآییم
۱۰گر بحر جوشید، ور قطره بالید
ما را نفهمید جز ما که ماییم
۱۱اظهار هر چند غیر از عرق نیست
در پیش بیدل آب بقاییم
۱۲