دارد به من دلشده امشب سرجنگی
گلبرگ کمانی پر طاووس خدنگی
۱پیش که برم شکوه از آن نرگس کافر
بیچاره شهیدم ز دم تیغ فرنگی
۲مشکلکه ز فکر عدم خویش برآییم
داریم سر اما به گریبان نهنگی
۳آن جلوه که بیرون خیالست خیالش
دیدیم به رنگی که ندیدیم به رنگی
۴محتاج نفس کرد تحیر دل ما را
آیینه شد آخر جرس ناله به چنگی
۵کلفت نبرد ره به دل باده پرستان
آیینهٔ مینا نکشد زحمت زنگی
۶نیرنگ بد و نیک دو عالم همه ازتوست
گر بگذری از خویش نه صلحست و نه جنگی
۷هشدار که بر گوش عزیزان نتوان خورد
گرنیست سخن را اثر تیر و تفنگی
۸گامی به گشاد خط پرگار نرفتیم
چون نقطه فسردم به فشار دل تنگی
۹گرد رم عیش است چه صحرا و چه گلزار
فرصت همه جا خون شده در بخیهٔ رنگی
۱۰بیدل خوشم از عارض گلگون به خط سبز
فارغ زمیام ساخته کیفیت بنگی
۱۱