شرر کاغذی، آرایش دکان نکنی
صفحه آتش نزنی، فکر چراغان نکنی
۱عمل پوچ مکافات کمین میباشد
آتشی نیست اگر پنبه نمایان نکنی
۲ذوق دریاکشی از حوصلهٔ وهم برآ
تا ز خمیازهٔ امواج گریبان نکنی
۳هرکجا جنس هوس قابل سودا باشد
نیست نقد تو از آن کیسه که نقصان نکنی
۴ای سیهکار اگرگریه نباشد، عرقی
آه از آن داغ که ابر آیی و باران نکنی
۵سیل بنیاد تماشا مژه بر هم زدن است
خانهٔ آینه هشدار که ویران نکنی
۶دوستان یک قلم آغوش وداعند اینجا
تکیه چون اشک به جمعیت مژگان نکنی
۷چه خیال است که در انجمن حیرت حسن
گل کنی آینه و ناز به دامان نکنی
۸نفس اماره جز ایذای جهان نپسندد
تا نخواهی بدکس بر خودت احسان نکنی
۹حیف سعیت که به انداز زمینگیریها
پای خود را نفسی آبله دندان نکنی
۱۰چشم موری اگرت کنج قناعت بخشند
همچو بیدل هوس ملک سلیمان نکنی
۱۱