یا حسنگیر صورت آفاق یا نقاب
فرش است امتیاز تو از جلوه تا نقاب
۱گوهر چه عرض موج دهد دردل صدف
دارد لب خموش به روی صدا نقاب
۲نیرنگ حسن عالمی از پا فکنده است
مشکلکه خیزد از رخ او بیعصا نقاب
۳ممنون سحربافی اوهام هستیام
ورنه من خرابکجا وکجا نقاب
۴حرف مجازجزبه حقیقت نمیکشد
لبیکگوست جلوه به فریاد یا نقاب
۵از برگگل به معنی نکهت رسیدهایم
ما را به جلوههای توکرد آشنا نقاب
۶ای عشق جذبهایکه قدم پیشتر زنیم
یعنی رساندهایم پی خویش تا نقاب
۷از چهرهات،که آینهٔ معنی حیاست
چون پردههای دیده نگردد جدا نقاب
۸شاید عدم به مطلب نایاب وارسد
ای دیده خاک شوکه فشرده است پا نقاب
۹بیدل تأملی که چه دارد بهار وهم
رنگ پریده است به تصویر ما نقاب
۱۰