غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۴ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

زلف آشفتهٔ سری موجهٔ د‌ربای من است

تار قانون جنون جادهٔ صحرای من است

۱

برق شمعی‌ست که در خرمن من می‌سوزد

سنگ گردی‌ست که در دامن مینای من است

۲

لالهٔ دشت جنونم ز جگرسوختگی

داغ برگی ز گلستان سویدای من است

۳

بسمل شوقم و از شرم نگاه قاتل

همچو خون در جگر رنگ تپش‌های من است

۴

عجز هم بی‌طلبی نیست که چون ریگ روان

صد جرس در گره آبلهٔ پای من است

۵

چرخ اگر داد غبارم به هوا خرسندم

که جهان عرصهٔ بالیدن اجزای من است

۶

سیر بال و پر طاووس مکرر گردید

صفحه آتش‌زده‌ام‌، فصل تماشای من است

۷

فیض دلگرمی آهی‌ست گل زندگی‌ام

شمع افسرده‌ام و شعله مسیحای من است

۸

غنچهٔ باغ جنون از دل من می‌خندد

داغ چون شبنم گل پنبهٔ مینای من است

۹

تردماغ چمن حسرت شمشیر توام

زخم بالیده چو گل ساغر صهبای من است

۱۰

عمرها شد به در مشق کدورت زده‌ام

چین کلفت خطی ز صفحهٔ سیمای من است

۱۱

ذره‌ام لیک به جولان هوایش بیدل

قسم بی‌سر و پایی به سر و پای من است

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: من استقافیه: ـای۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«من است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. می‌سوزداست
  3. جگرسوختگیاست
  4. قاتلاست
  5. رواناست
  6. خرسندماست
  7. گردیداست
  8. زندگی‌اماست
  9. می‌خندداست
  10. تواماست
  11. زده‌اماست
  12. بیدلاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.