باز سرگرمی نظاره به سامان شده است
شعلهٔ ایمن دیدارگلافشان شده است
۱زین چراغانکه طربجوشی انجم دارد
آسمانی دگر از آب نمایان شده است
۲در دل آب به این رنگ چمن پیراکیست
که رگ کوچهٔ هرموج خیابان شده است
۳صفحهٔ آب چه حیرت رقمیها دارد
مفت نظارهکه آیینه گلستان شده است
۴صلحکل نذر حریفانکه درین عشرتگاه
آتش وآب به هم دست وگریبان شده است
۵قطرههاگوهر وگوهر همه یاقوتفروش
یارب اینچشمه ز رویکه فروزان شده است
۶آب را این همهکیفیت رعنایی نیست
مگر از پرتو فیض قدم خان شده است
۷آنکه در انجمن یاد تجلی اثرش
تا نفس میکشی اندیشه چراغان شده است
۸گرنه این بزم تماشاکدهٔ جلوهٔ اوست
این قدر چشم به دیدارکه حیران شده است
۹بیدل آن شعلهکزو بزم چراغانگرم است
یک حقیقت به هزارآینه تابان شده است
۱۰