غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۶ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رنگ خون گلجوش زخم تیغ گلچین بوده است

باغ تسلیم محبت طرفه رنگین بوده است

۱

عالمی از نرگست ایمان مستی تازه‌ کرد

این‌جنون پیمانه‌کافر صاحب‌دین‌بوده است

۲

خاک گشت و فیض استقبال پابوست نیافت

خواب‌ پای ‌محمل این ‌مقدار سنگین ‌بوده است

۳

ما صفای وقت از فیض خموشی یافتیم

بر رخ آیینهٔ ماگفتگو چین بوده است

۴

از کشاکشهای موج این محیط آسوده‌ایم

آبروی ‌گوهر ما کوه تمکین بوده است

۵

کوهکن در تلخکامی جوی شیر ایجاد کرد

بر زبان تیشه‌ گویی نام شیرین بوده است

۶

از شرر در آتش افتاده‌ست نعل‌ کوهسار

سنگ هم اینجا مقیم‌خانهٔ زین‌بوده است

۷

وصل ‌جستم رفتن از خود شد دلیل مقصدم

این‌دعا رلا در شکست‌رنگ آمین‌بوده است

۸

با همه شوخی خیالش را ز دل پرواز نیست

خانهٔ آیینه هم بسیار سنگین بوده است

۹

بر میان او نچربید از ضعیفی پیکرم

عشق بیدرد اینقدرها ناتوان بین بوده است

۱۰

حیرت محضیم بیدل هر کجا افتاده‌ایم

سرگرانیهای ما آیینه بالین بوده است

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: بوده استقافیه: ـین۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«بوده است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. کرداست
  3. نیافتاست
  4. یافتیماست
  5. آسوده‌ایماست
  6. کرداست
  7. کوهساراست
  8. مقصدماست
  9. نیستاست
  10. پیکرماست
  11. افتاده‌ایماست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.