سرمنزل ثبات قدم جادهساز نیست
لغزیدهایم، ورنه ره ما، دراز نیست
۱بر دوش نیستی نتوان بست ننگ جهد
رفتن ز خویش ناقهٔ راه حجاز نیست
۲تشویش انتظار قیامت قیامت است
ما را دماغ این همه ابرام ناز نیست
۳مژگان بههرچه بازکنی، مفت حیرت است
عشقهوس، همیندوسهروز است،باز نیست
۴گر محرم اشاره مژگان او شوی
در سرمه نغمهایستکه در هیچ ساز نیست
۵بیاخثیار حیرتم، از حیرتم مپرس
آیینه است آینه، آیینهساز نیست
۶زیر فلک به کاهش دل ساز و صبرکن
درکارگاه شیشهگران جز گداز نیست
۷نقصان آبروکش و نام گهر مبر
سوداگر جهان غرض امتیاز نیست
۸جز همت آنچه ساز جهان تنزل است
باید نشیب کرد، تصور فراز نیست
۹ما عجزپیشهها همه معشوق طینتیم
لیک آن بضاعتیکه توانکرد، ناز نیست
۱۰سودای خضر، راست نیاید به تیغ عشق
ایثار نقد کیسهٔ عمر دراز نیست
۱۱عجز نفس چه پرده گشاید ز راز دل
ما را نشاندهاند بر آن در که باز نیست
۱۲بیدل گداز دل خور و دندان به لب فشار
بر خوان عشق دعوت نان و پیاز نیست
۱۳