هرچند درین گلشن هرسو گل خودروییست
از خون شهیدانت در رنگ حنا بوییست
۱از سلسلهٔ تحقیق غافل نتوان بودن
طول امل آفاق از عالم گیسوییست
۲ای چرخ سر ما را پامال جفا مپسند
این لوح خط تسلیم از خاک سر کوییست
۳توفیق رسا عشق است، ما را چه تواناییست
یازیدن هر دستی از قوت بازوییست
۴بیجهد هلال اینجا مه نقش نمیبندد
ایجاد جبین ما وضع خم زانوییست
۵شام و سحر عالم تا صبحدم محشر
زین خواب که ما داریم گرداندن پهلوییست
۶هرسو نظر افکندیم دل کوشش بیجا داشت
عالم همه در معنی فریاد جنونخوییست
۷تفریق حق و باطل مصنوع خیالات است
گر خط نکند شوخی هر پشت ورق روییست
۸فرصت نشناسانیم ما بیخردان ورنه
هر من که به پیش ماست تا دم زدهایم اوییست
۹هیچ است میان یار اما چه توانکردن
از حیرت موهومی بر دیده ی ما، موییست
۱۰جاییکه غرور اوست از ماکه نشان یآبد
در بادیهٔ لیلی، مجنون رم آهوییست
۱۱بیدل به تواضعها، صید دل ماکردی
ما بندهی این وضعیم کاین صورت ابروییست
۱۲